تبليغاتX
!زندگی...همین
!زندگی...همین

عرضم به حضورتون برسه که همونطور که مستحضرید خانوما از نظر جايگاهي تو خونواده سه حالت دارن:مادر،خواهر،همسر

حالا توجه کنين که تو زندگی شغلی من که در مورد "ارث و میراث و ورثه" هستش،هر کدوم از اينا تو ايران خودمون و در صورت مسلمون بودن چطوري بهشون نگاه میشه:

اوليش مادر:از اونجايي که بهشت زير پاي مادران است و هر مادري عمر و جووني و وجودشو صرف بچه هاش کرده،اگه که خداي نکرده بچه اش بميره ،یک ششم از ترکه(همه ي اموال باقي مونده از متوفي) بهش ميرسه،خداييش خيلي زياده نه؟؟؟؟؟به نظر من که کاملن جبران زحمات مادرش ميشه!!!!!مگه مادر چيکار کرده؟فقط بهش شير داده و 4_5 سال اول زندگي  بچه هه روزي 7_8 بار مامي سرشار از عطر دلپذیرشو عوض کرده و بعدشم سرتاسر زندگيش غمشو خورده که گشنه نباشه؟تشنش نشه؟امتحانشو گند نزنه؟تصادف نکنه؟الوات نشه؟بی پول نشه؟بدبخت نشه؟و کلن شست پاش تو چشمش نره!!!همیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن.... فکرشو که ميکنم ميبينم که اين سهم الارث در ازاي اين کاراي کوچولو زيادم هست!!!!! (البته ناگفته نماند که در يه سري موارد خاص مادر ،يک سوم از ترکه رو ارث ميبره)

دوميش دختر: خانوما در اين جايگاه والا که قرار داشته باشن و زبونم لال يکي از والدينشونو از دست بدن، به خاطر اينکه برادراشون هم گردنشون کلفت تره و هم زور بازوشون بيشتره و هم از همه مهمتر از ابتداي زندگيشون زياده خور و به عبارتي دو لپي خور تشريف داشتن، در نتيجه نصف برادر بزرگوار ازترکه(همه ی اموال باقیمونده از متوفی) ارث ميبرن حالا چه10000 تا دختر باشن و يه برادر داشته باشن چه تک دختر باشن و 10000 تا برادر داشته باشن،تازه خدا رحم کرده که دختر برکت خونست و به قول معروف"مراسم ختم،گرم کنه"(از لحاظ صفایی که با جیغ و شیوناش به مجلس میده)....
تازه اگه از نعمت برادر بی بهره باشن جای هیچگونه خوشحالی نیست،چون از سهمشون کم میشه و
به سهم پدر مادر متوفی(همون مُرده) اضافه میشه!!!!!!!!

سوميش همسر(يا به قول ما انحصار وراثتيا :عيال دائمي):بله میرسیم به خانوم خونه،چشم و چراغ خونه،....خونه. اولن که همسر در صورتی از شوهرش ارث میبره که دائمی باشه نه صیغه ای(یعنی اگه صیغه ای بود تا شوهره مرد اونم باید بره بمیره یه جورایی) دومن که اگه به سلامتی دائمی بود و ازش بچه داشت،یک هشتم از امول منقول و بها ابنیه و اشجار (به زبون ساده،هوایی یعنی در و دیوار و باغ و بر و پول و ماشین) رو از شوهره ارث میبره(یعنی زمین بی زمین)، تازه جالبیش اینجاست که اگه یه آقای نسبتن محترمی چهار تا زن داشته باشه(دیگه بیشترش خوشبختانه قانونی نیست) این یک هشتم،بین این چهار تا تاج سر!!!!به نسبت مساوی تقسیم میشه.

حالا اگه بچه نداشته باشه،در اینصورت، یک چهارم از همون هوایی ها بهش میرسه و بقیش به پدر و مادر شوهره ،یا اگه نداره به خواهر برادر شوهره، یا اگه نداره به بچه های خواهر برادر شوهره،یا اگه نداره به دایی و عمو و عمه و خاله ی شوهره ،یا اگه نداره به بچه های این بزرگواران،یا اگه نداره به سگ و گربه ی محله ی شوهره یا بقال سر کوچه شوهره(دیگه این آخریاشو جدی نگیرین،از حرصم نوشتمشون) میـــــــــــــــــرسه.
حالا اگه اومد و شوهره هیچ فک و فامیلی نداشتو یه جورایی اصلن از زیر بته به عمل اومده
بود،اونوقته که:

.
.
.
.
.
.
.
بازم همون ،یک چهارم از هوایی به عیال دائمیش!!! میرسه،شما نگران بقیه ی اموال متوفی(همون
مرده دیگه) نباشین،جای بدی نمیره،خیلی قشنگ واریز میشه به حساب بیت المال!!!متعلق به شماست،بفرمایین حالشو ببرین...(این یکی دیگه آخر عدالـــــــــــــــــــــــتـه،نه؟؟؟؟؟)

تـــــــــــــــــــــــــــــازه یه چیز بگم شاخاتون بیشتر از اینی که الان در اومده در بیاد:یه موقعهایی یکی از بچه های باباهه میاد،دادخواست پر کرده واسه باباش که فوت شده،فقط اسم خودشو خواهر برادراشو نوشته، بهش میگیم:خانومشون فوت شدن؟میگه:نه،میگیم پس چرا اسمشونو ننوشتین ؟؟؟میگه:اِاِاِ مگه خانومشم جزو ورثه ست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!! 

پ.ن1:یه چیزی بگم به احکام دینتون امیدوار شین: تو تقسیم ارث کلیمی ها،اگه دختر در زنده بودن والدینش ازدواج کرده باشه و جهیزیه برده باشه ،قیمت این جهیزیه از سهم الارثش کم میشه!!!!(کلیمیان عزیز اطلاعات کامل در اختیارمون بزارن لطفن)

پ.ن 2:تنها دینی که در حال حاضر ظاهرن در مورد ارث هیچ تبعیضی قائل نشده وهمه یکسان ارث میبرن مسیحیته(بازم در این زمینه محتاج اطلاعات کاملتری هستم)

پ.ن 3:سعی کردم تقسیم ارث رو خیلی ساده بنویسم،اما اگه  هنوز شبهه ای جاییش هست تذکر بدین لطفن تا بازش کنم.

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 1:40 قبل از ظهر توسط سمیه| |

يه سري کلمه هست که اين روزا وقتي به گوشم ميخوره حرصم ميگيره،گاهي وقتا اينقد درجه ي حرصش بالاست که به مرز کهير زدن ميرسه.

فعلن اوناییشون رو که یادمه داشته باشین:

عشق(و همه ي هم خانواده هاش):اين کلمه از اون کلمه هاييه که منو به ياد همه چيز ميندازه بغير از معني اصليش،آخه هر جا که اين کلمه اومده(چه تو فيلما چه تو کتابا) همراهش غم و هجر و رنج و هزار کوفت و مرض ديگه مياد،آخرشم که با هزار بدبختي عشق به قول معروف به سامون ميرسه؛ دو حالت داره:
يا عشاق تازه دورياليشون ميوفته که اي بابا چقدر غرق عاشقي بوديم که نفهميديم هيچ ربطي بهم نداشتيم و عشقمون از بيخ و بنياد بي معني بوده و به چشم به هم زدني عشقي رو که سالها صرف به دست آوردنش کرده بودن بر باد ميدن،
يا خيلي قشنگ به محض چشيدن معناي زندگي عشقولانه هر جفتشون يا حداقل يکيشون ميميره.
از شوخي و فيلم و کتاب گذشته، عشق به نظر من يه کلمه ي بي معنيه،تا جايي که ميشه يکي رو دوست داشت و با تمام وجود بهش گفت:دوست دارم...چرا بيايم بگيم عاشقتم؟!!!!(شايد الان يکي پيدا بشه که بگه چي زر ميزني تو؟پس اينهمه "حافظ" و ...از عشق گفتن،کشکه؟؟؟ بايد در جواب اين دوست عزيز!!! به عرض برسونم که من منظورم عشق کنونيه نه عشق اون زمونا)
بازم يه پرانتز ديگه:(همينجا از دوستاني که با عشق زندگي ميکنن معذرت ميخوام،من اصلن منظورم معناي اين کلمه نيست،فقط با خود کلمه کار دارم و ازش حرصم ميگيره )

ددي(DADI):آي ي ي من از اين کلمه حرصم ميگيره...نميدونم کلمه ي "بابا" به اين قشنگي چشه که بعضيا که زيادي ادعاي کلاسشون ميشه بکارش ميبرن، حالا ايرونيايي که "خارجه" به دنيا اومدن يا بزرگ شدن يه چيزي(که البته اونا هم عذرشون پذيرفته نيست)، اما موندم تو کار اونايي که تا حالا تو عمرشون از دهاتشونم خارج نشدن اونوقت تا ميخوان يه سري تو سرا در بيارن "مامي"و"ددي" ميکنن...
 
مد(MODE):اينو قبلنا باهاش مشکلي نداشتم اما تازگيا رفته جزو اون کلمه حرصيا، آخه هر چيز غير عادي و حال بهم زني رو که ميبيني جديدن ميچسبوننش به "مد".

پ.ن1:بازم تاکيد ميکنم که من با اين کلمه ها مشکل دارم و اصلن قصد توهين به گوينده هاش ندارم/

پ.ن2:اين پست حالا حالاها ادامه داره، هر کدومش که يادم اومد ميام مينويسم...

نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 6:39 قبل از ظهر توسط سمیه| |